ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
77
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
بدانيد ، دنيا پشت كرده و آخرت روى نموده است . امروز به پايان رسيد و فردا نيز در پيش است . بهشت در پيش روى است و آتش در پايان ، آرزو قلب را تحريك مىكند و معاد را از ياد مىبرد . قيامت در حال غفلت و نا هوشيارى مىرسد . اين آرزوها ، حسرت و پشيمانى به بار مىآورد . به سوى نيرومند كردن دينتان و خواندن نماز و پرداخت زكات ، و خير خواهى براى پيشوايتان بشتابيد . كتاب خدا را ياد بگيريد و سخنان رسول خدا ( ص ) را تصديق كنيد . به عهد و پيمان خود وقتى به آن متعهد مىشويد ، وفا كنيد . وقتى بر كارى امين شديد امانت را به صاحب آن برگردانيد . به سوى نيكى و پاداش الهى گام برداريد . از عذاب خداوند بگريزيد . كار نيك انجام دهيد تا در روزى كه هر كس به واسطهء نيكى كردن رستگار مىشود . رستگار شويد . آمدن زبير و طلحه نزد على زبير و طلحه پس از اين كه از بيعت على فراغت يافتند ، نزد على آمدند و به او گفتند : آيا مىدانى بر چه پايهاى با تو بيعت كرديم ؟ على گفت : آرى ، بر پايهء شنيدن و پيروى كردن ، و بر پايه آنچه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كرديد . آن دو گفتند : چنين نيست ، ما بر اين پايه با تو بيعت كرديم كه با تو در كار خلافت شريك باشيم . على گفت : چنين نيست ، شما با من در همهء زمينهها بايد همراه باشيد . زبير خواهان به دست گرفتن عراق بود و طلحه خواهان يمن . آنان وقتى كه دريافتند على سهمى از حكومت نصيب آنان نخواهد كرد بنا را بر اعتراض و شكايت نهادند . زبير در ميان قريش ايستاد و گفت : اين پاداش ماست كه على به ما داده است . ما در خصوص عثمان همراه على بوديم تا جايى كه ثابت كرديم عثمان گناهكار است و باعث كشته شدن عثمان شديم . على در خانهاى بود و سرانجام خلافت را در دستان خود گرفت . حال كه خلافت را در دست گرفته است به سوى ما نمىآيد و ديگران را بر ما برگزيده است . طلحه گفت : سرزنشى نيست مگر اين كه ما هر سه از اهل شورا بوديم . ما از على خشنود نبوديم ولى با اين حال با او بيعت كرديم . امروز ما از حقمان منع شدهايم ، ما خطا كرديم و از خطاى خود باز مىگرديم . سخنان طلحه و زبير به اطلاع على رسيد . على ، ابن عباس را براى مشورت فرا خواند و به او گفت : سخن آن دو به تو رسيده است ؟